ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1146
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مامش مهينه دخت شه جنّت آشيان * آن كو بود به واليه معروفه در سبيل آمد به رى گرفت ز شه تازه گوهرى * از بهر پور خويش كز آن دودهء اصيل خرّم به كام و خرّميش با روان قرين * طوبى به نام و برخى او گشته سلسبيل آراست طوى دلكشى اندر جهان و كرد * گوهر به جاى سيم و زر اندر رهش عبيل گنجى كثير كرد در اين راه صرف و شد * گنج سپهر در بر آن مايهء قليل از بهر عيش او به ره جُدى شد كباب * در طبخ سور او حَمَل چرخ شد قتيل شد فاش در ميانه ازين عيش ناى و نوش * شد پهن در زمانه ازين سور قال و قيل از خرّمى نشانه به گيتى ز قدسيان * وز تهنيت ترانه به گردون ز جبرييل اين عيش دولتى شد در دست هر فقير * اين سور قوّتى شد در جسم هر عليل كفها ز زر و سيم ثمين همچو گوى ماه * جوها ز شهد و شير روان همچو رود نيل فرّخعروس بين تو كه مهر از خجالتش * هر شامگاه جامهء خود مىزند به نيل فرخنده بانوان بهشتى همى كشند * با حُسنِ او خجالت از آب سلسبيل با قلب شاد گفته به تاريخ خاورى * هين صهر شهريار بدان والى جليل « 1 » دويم : سركار غلامشاه ميرزا ؛ هنوز صغير است و آوازهء جلالت و كبرياى او عالمگير - اللهمّ احفظه . « 2 » فقرهء شانزدهم در ذكر اولاد امجاد حضرت ماه بيگم خانم زوجهء محترمهء امير نامدار غلامحسين خان سپهدار عراق است . عدد ايشان سه نفر اناث و ذكور و اسامى دو نفر ذكور از قرار مذكور :
--> ( 1 ) . اين قطعه در تذكره خاورى نيامده است . ( 2 ) . در تذكره خاورى علاوه بر دو نفر فوق ، سركار احمد خان معرفى شده كه از دو برادر خود كوچكتر و سمّى جدّ امجد خود است . سپهر نيز در ناسخ التواريخ ، احمد خان را به عنوان سوّمين اولاد معرفى نموده است .